ناصر الدين شاه قاجار
30
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
حاجى شاهزاده دختر محمد على ميرزاى مرحوم زن خسرو ميرزا آنجا بود . دختر او ، زن محمد مهدى ميرزا پسر مؤيد الدوله است . دختر كوتاهى بود . اما زرنگ نادرستى بود . چندان خوشكل نبود . به قدر دو هزار تومان جواهر اين دختر را دو ماه قبل دزديده بودند در . . . « 1 » پيدا شده بود . در ملاير كه همان بازوبند و اشياء در دستش بود . دختر كوچك ملك آراى مرحوم ، كه زن پسر خسرو ميرزاى كور است و اين پسر هم معمم است . بسيار بسيار خوشگل بود به اين لطافت و خوبى زنى الى حال نديدهام آن هم ايستاده بود . دختر جهانگير ميرزاى مرحوم پسر محمد على ميرزا كه آن هم زن پسر مؤيد الدوله است ، كه اسم پسره جلال الدين ميرزاست . بسيار بسيار بسيار خوشگل بود . همه چيز تمام ديگر چه تعريفى بشود . قدرى ايستاده صحبت كردم افسوس زيادى خورده رفتيم از اندرون به چادر . امشب خسته بودم . خوابيدم . امروز كه روز پنجشنبه هفدهم [ شهر رجب ] است در منزل مانديم . حسام السلطنه و . . . شاهزادهها و . . . به حضور آمدند ميرزا محمد ديوانه ، پسر قائم مقام مرحوم ، از عراق آمده بود . شكمگنده [ اى ] به هم زده است . ميرزا كاظم خان لله « 2 » باشى جلال الدوله مرحوم كه در ملاير بود ، آمده بود ، برود تهران آقا يعقوب خواجه مريض شد ، رفت تهران . الى غروبى به همين طورها گذشت . عصرى رفتم اندرون . والدهء شاه آمده بود . در چادر تاج الدوله بودند . مادر حسين خان كه دختر فتحعلى شاه مرحوم است ، آنجا بود ، با زن اويس كه دختر حسام السلطنه است . بسيار دختر لاغرى بود . شلوار نظامى هم پوشيده بود . مثل عزيز الدوله ، نگار خانم هم بود با يك دختر درازش ، مثل خودش ، بعضى زنهاى ديگر هم بودند . زن خسرو ميرزا و آن زنهاى [ 274 ] ديروزى هم بودند . اما زنها پنهان شده بودند . خسرو ميرزاى كور ، عاشق دختر نصر الله ميرزاى پسر ملكآرا شده است . شبها يك شيشه شراب جيبش مىگذارد و شبروى مىكند . مىرود خانهء نصر الله ميرزا درمىزند او را مىبرند پيش دختر مىرسانند ، مىنشيند الى صبح . عجب قرمساقى « 3 » است .
--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا ( 2 ) . اصل : لهله باشى ( 3 ) . اصل : قرمصاق